چگونه میتوان هنگام مواجهه با سختیهای زندگی، رضایتمند بود؟
زندگی همیشه مطابق خواستهها و برنامههای ما پیش نمیرود.
گاهی اتفاقی ناگهانی، تصویر ما از آینده را به هم میریزد؛ بیماری، از دست دادن عزیزان، جدایی، خیانت، شکست، مشکلات مالی، از دست دادن شغل یا هر اتفاق دیگری که انتظارش را نداشتهایم.
در چنین لحظاتی ممکن است احساس کنیم زندگی دیگر آن چیزی نیست که میشناختیم.
دکتر راس هریس در کتاب «سیلی واقعیت» به یکی از مهمترین پرسشهای روانشناختی میپردازد:
وقتی زندگی آن چیزی نیست که میخواستیم، چگونه میتوانیم همچنان زندگیای معنادار و رضایتبخش داشته باشیم؟
این کتاب بر اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، ذهنآگاهی، خودمهربانی و زندگی مبتنی بر ارزشها استوار است و تلاش میکند به جای وعده دادن یک زندگی بدون درد، به ما یاد بدهد چگونه در کنار درد، زندگی خود را ادامه دهیم.
سیلی واقعیت یعنی چه؟
هریس از اصطلاح «سیلی واقعیت» برای توصیف لحظاتی استفاده میکند که زندگی ناگهان با چیزی روبهرویمان میکند که انتظارش را نداشتهایم.
ممکن است این سیلی بسیار بزرگ باشد؛ مانند مرگ یک عزیز، تشخیص یک بیماری جدی یا پایان یک رابطه.
گاهی هم کوچکتر است؛ مانند شکست، طرد شدن، احساس تنهایی، حسادت، ناامیدی یا مواجهه با این واقعیت که زندگی طبق برنامه ما پیش نمیرود.
اما نکته مهم اینجاست:
سیلی فقط لحظه اول است؛ آنچه بعد از آن اتفاق میافتد، «شکاف واقعیت» است.
شکاف واقعیت؛ فاصله میان «آنچه هست» و «آنچه میخواهم»
یکی از مفاهیم مرکزی کتاب، Reality Gap یا شکاف واقعیت است.
در یک طرف، واقعیتی قرار دارد که اکنون با آن روبهرو هستیم.
در طرف دیگر، واقعیتی قرار دارد که آرزو داریم داشته باشیم.
مثلاً:
میخواهم سالم باشم، اما بیمار شدهام.
میخواهم همسرم کنارم باشد، اما رابطهمان تمام شده است.
میخواهم فرزندم مسیر خاصی را طی کند، اما زندگی او متفاوت پیش میرود.
میخواهم شغلم را حفظ کنم، اما آن را از دست دادهام.
میخواهم دیگران مرا بپذیرند، اما طرد شدهام.
هرچه فاصله میان این دو واقعیت بیشتر باشد، معمولاً هیجانهای دردناک شدیدتری ایجاد میشوند؛ مانند غم، خشم، ترس، ناامیدی، اضطراب و احساس درماندگی.
بنابراین گاهی درد ما فقط از اتفاقی که افتاده نیست؛ از جنگ مداوم ذهن ما با چیزی است که نمیخواهد واقعیت داشته باشد.
تجربه شخصی راس هریس؛ وقتی واقعیت سیلی میزند
یکی از دلایل مهم شکلگیری این کتاب، تجربه شخصی راس هریس پس از تشخیص اوتیسم فرزندش بود.
این اتفاق برای او نمونهای عمیق از یک «سیلی واقعیت» بود؛ زیرا میان آنچه برای آینده فرزندش تصور کرده بود و واقعیتی که اکنون با آن روبهرو شده بود، فاصلهای دردناک ایجاد شده بود. منابع معرفی کتاب نیز تأیید میکنند که این تجربه شخصی، انگیزه مهمی برای نوشتن «سیلی واقعیت» بوده است.
این تجربه به هریس نشان داد که حتی یک درمانگر و متخصص ACT نیز در برابر دردهای زندگی، انسان است.
او نیز میترسد، غمگین میشود، نگران آینده میشود و با افکار و احساسات دشوار روبهرو میشود.
تفاوت در این نیست که یک متخصص روانشناسی هرگز درد نمیکشد.
تفاوت در این است که چگونه با درد خود برخورد میکند.
و این دقیقاً نقطه شروع کتاب است
چهار گام اصلی کتاب
۱. با خود مهربان باش
درد خود را انکار نکن و خودت را به خاطر رنج کشیدن سرزنش نکن
۲. لنگر بینداز
به زمان حال برگرد و اجازه نده ذهن کاملاً تو را با خود به گذشته و آینده ببرد.
۳. موضع خودت را مشخص کن
ببین در برابر این شرایط میخواهی چه انسانی باشی و چه چیزی برایت اهمیت دارد.
۴. گنج را پیدا کن
ببین از این تجربه چه چیزی میتوانی بیاموزی و چگونه میتوانی زندگی خود را با معنا و ارزشهای بیشتری ادامه دهی
آشنایی با نویسندگان و مترجم کتاب
«سیلی واقعیت» با عنوان اصلی The Reality Slap نوشته دکتر راس هریس است.
نسخه فارسی کتاب با ترجمه دکتر علی صاحبی و دکتر مهدی اسکندری توسط انتشارات سایه سخن منتشر شده است. در معرفی فارسی کتاب، عنوان آن چنین آمده است:
«چگونه میتوان هنگام مواجهه با سختیهای زندگی، رضایتمند بود؟»
کتاب شامل مقدمه، پنج بخش و ۲۲ فصل است و در پایان نیز پنج پیوست کاربردی درباره تکنیکهای جداسازی و خنثیسازی، ذهنآگاهی، شفافسازی ارزشها، هدفگذاری و مباحث مربوط به ABA، RFT و رشد کودک دارد.
این کتاب برای چه کسانی میتواند مفید باشد؟
«سیلی واقعیت» میتواند برای افرادی که با تغییرات سخت زندگی روبهرو شدهاند، نگاه و تمرینهای مفیدی داشته باشد؛ از جمله کسانی که تجربه فقدان، شکست، جدایی، بیماری، طردشدن، مشکلات خانوادگی یا دیگر بحرانهای زندگی را پشت سر میگذارند.
همچنین برای کسانی که میخواهند با اصول ACT و ذهنآگاهی بیشتر آشنا شوند، کتاب رویکردی کاربردی دارد و در کنار توضیحات، تمرینهایی نیز ارائه میکند.
البته این کتاب جایگزین رواندرمانی یا ارزیابی تخصصی در شرایطی که فرد با مشکل جدی و پایدار روانشناختی مواجه است، نیست.
جمعبندی
زندگی به ما قول نداده است که همیشه مطابق خواستههایمان پیش برود.
دیر یا زود، همه ما ممکن است با نوعی «سیلی واقعیت» روبهرو شویم؛ گاهی کوچک و گاهی چنان بزرگ که تمام تصویرمان از آینده را تغییر دهد.
اما شاید سؤال اصلی این نباشد که:
«چگونه کاری کنم هیچوقت سیلی واقعیت نخورم؟»
چون چنین چیزی ممکن نیست.
سؤال مهمتر این است:
«وقتی زندگی به من سیلی زد، چگونه دوباره روی پای خود بایستم؟»
راس هریس در «سیلی واقعیت» پیشنهاد میکند که درد خود را انکار نکنیم، با خودمان مهربان باشیم، به لحظه حال برگردیم، از افکارمان فاصله بگیریم، آنچه را نمیتوانیم تغییر دهیم بپذیریم و دوباره با ارزشهای خود ارتباط برقرار کنیم.
واقعیت همیشه مطابق خواسته ما تغییر نمیکند؛
اما رابطه ما با واقعیت و شیوه پاسخ دادن به آن میتواند تغییر کند.
شاید معنای عمیق کتاب همین باشد:
قرار نیست زندگی همیشه ساز دل ما را بزند؛ اما میتوانیم یاد بگیریم در میان ناهماهنگیهای زندگی، هنوز چگونه زندگی کنیم.
و شاید بلوغ روانی از همینجا آغاز شود:
«زندگی آن چیزی نیست که انتظار داشتم؛ اما هنوز میتوانم انتخاب کنم چگونه زندگی کنم.»
به عنوان یک کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، معتقدم بسیاری از مشکلاتی که ما در روابط عاطفی یا خانوادگی خود تجربه میکنیم، لزوماً به دلیل نبود علاقه یا محبت نیست؛ گاهی ما یکدیگر را عمیقاً دوست داریم، اما مهارتِ «درست ارتباط برقرار کردن» در شرایط بحرانی را نیاموختهایم.
وقتی «سیلی واقعیت» نواخته میشود، اضطراب و درد ناشی از آن میتواند دیوارهایی میان ما و نزدیکانمان ایجاد کند. در چنین لحظاتی است که میبینیم بسیاری از ما به جای همدلی، به سمت «انکار» یا «جنگ و جدل» میرویم. یادگیری مهارتهایی که دکتر راس هریس در این کتاب آموزش میدهد، نه تنها به بهبود رابطه ما با خودمان کمک میکند، بلکه به ما میآموزد که چگونه در روزهای سخت، به جای عقبنشینی از یکدیگر، در کنار هم بمانیم.
یادگیری این مهارتها به ما کمک میکند تا رابطهای آگاهانهتر، محترمانهتر و صمیمیتر با خود و دیگران داشته باشیم. برای داشتن رابطهای بهتر در پیچ و خمهای زندگی، گاهی اولین و حیاتیترین قدم، یادگیری مهارتهایی است که متأسفانه هیچوقت در مدرسه یا خانه به ما آموزش داده نشدهاند؛ و کتاب «سیلی واقعیت» میتواند شروعی عالی برای یادگیری همین مهارتهای نادیده گرفته شده باشد.